دریاچه ارومیه بهتر است یا پسته؟!

پارک ملی است، ذخیره گاه زیست کره است، دومین دریاچه ایران است. دومین دریاچه شور جهان است، ۱۰۲ جزیره دارد که بعضی آب شیرین و حیات وحش نیز دارند. زیستگاه « آرتمیا» است و… این ها تنها برخی از عبارت هایی است که در معرفی دریاچه ارومیه می گویند. تلخی سخن که در ادامه از کلمات بیرون می ریزد، مانع از آن می شود که ادبیات این نوشته را مایه ادبی بزنم و مثلاً یادم بیاید که این پهنه بزرگ آبی را « نگین سرخ آذربایجان » نام نهاده اند و
این روزها چنان سوژه های داغ وجود دارد که شاید تبِ کشنده دریاچه ارومیه، آبی برای خبرسازی گرم نسازد اما من ترجیح می دهم در این آشفته بازار خبری، خبری از دریاچه ارومیه بگیرم و بگویم.
دیگر اینجا چه اهمیتی دارد که مقدمه بنویسم و معرفی کنم این عروس از چشم افتاده را که مثلاً ۵۵۰۰ کیلومتر مربع مساحت با  ۳۱ میلیارد متر مکعب  حجم دارد، ۲۱ رود دائمی به آن می ریزند و
حالا دیگر آوردن فعل « است» و « دارد» در انتهای این جملات قدری عجیب می آید و شاید باید از « بود » و « داشت» استفاده کرد.  
به راستی چرا دریاچه ارومیه خشک شد؟ پاسخ را همه می دانند؛ سدسازی، حفر بی رویه چاه، احداث پل میانگذر، افزایش سطح زیرکشت، افزایش جمعیت در و نتیجه افزایش مصرف آب تولیدی در این حوضه، افزایش دما و پدیده خشکسالی و
این همه چرا اتفاق افتاد؟ چون ما افزایش یافته ایم و از قضا فن آوری و امکان فشار آوردن بر زمین و دوشیدن بیش از حد از آن نیز در اختیارمان است. آینده نگر نیستیم و آگاهی از قانون زمین نداریم و آینده طبیعت نیز برایمان مهم نیست. برای همین است که دیوانه وار افتاده ایم به جان طبیعت و تغییرش می دهیم و تعادلش را به هم می زنیم.
فقط در آذربایجان شرقی که نیمهی شرقی دریاچه ارومیه و حوضه آبخیزش را در اختیار دارد،‌ جلگه تبریز با ۱۰ درصد مساحت استان ۴۰ درصد جمعیت آن را در خود دارد. شهر تبریز یک قرن چرا یک قرن، نیم قرن قبل این همه آب نیاز نداشت تنها برای لوله کشی به منازل. خرج آبش به اندازه دخل بارانش بود اما امروز چه؟  ۱٫۶ میلیون نفر در این شهر جمع شده اند و تبریز آب می خواهد و باید برود تا زرینه رود را بر ارومیه ببندد و به این شهر آب بیارود که می آورد. مصیبت بسیار و بزرگ تر از این حرف هاست. در حوضه دریاچه ارومیه تعداد ۴۰ سد احداث شده و گفته می شود ۱۲ سد در حال ساخت نیز وجود دارد و عجیب که گویند ۴۰ سد دیگر در دست برنامه ریزی قرار دارد.
پیش تر معاون امور عمرانی استاندار آذربایجان غربی از « شناسایی ۲۴ هزار و ۷۰۰ چاه فاقد پروانه بهره برداری در حوضه آبخیز دریاچه ارومیه» خبرداده بود. این ها فقط غیرمجازها هستند که لوله در رگ زمین فرو برده و آبش را می گیرند. همزمان رئیس سازمان جهاد کشاورزی آذربایجان غربی نیز اعلام کرده بود «سالانه یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون مترمکعب آب از سفره های زیرزمینی حوضه آبخیز دریاچه ارومیه برداشت می شود». تو را این همه مصیبت از کجا نازل شد آی، ای دریاچه ارومیه…!
مسئولان سخت کوش که از قضا « نوکر مردم » (و لابد نوکر دریاچه های مردم) هستند، با زحمات شبانه روزی راهکارهایی اندیشه اند که لابد وقتی اجرایی گردند، دریاچه ارومیه ناگهان عطسه خواهد کرد و از بستر بیماری بلند خواهد شد.
انتقال آب از حوضه های دیگر، انتقال آب ارس و دریاچه ارومیه، بارورسازی ابرها، اصلاح سیستم کشاورزی، ساماندهی چاه های غیرمجاز و… از راهکارهای اعلام شده برای نجات دریاچه ارومیه اعلام شده است.
اما نه! به این سادگی ها هم نیست انگار
امروز دو خبر جالب در خبرگزاری ها دیدم که بی ارتباط با موضوع نیست و در واقع خیلی هم مرتبط است. مراسمی با عنوان « گرد همایی یک روزه ارائه یافته های تحقیقاتی آبخوانداری و تغییر الگوی کشت در اراضی حاشیه دریاچه ارومیه» برگزار شده و در آن اظهارات جالبی مطرح شده است. مثلاًً رئیس مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان شرقی آنجا گفته است: « ۲۵ درصد اراضی  استان آذربایجان شرقی مناسب برای کشت پسته تشخیص داده شده است». منیری فر البته گفته۲۷ درصد نیز تاحدودی مناسب است و در نهایت این که تنها ۴۸ درصد از اراضی استان آذربایجان شرقی برای کشت پسته نامناسب است.
می بینید که این استان عجب استعدادهای بالقوه ای داشته که تاکنون به خاطر غفلت ها ناشناخته مانده اند. در یک چهارم آذربایجان شرقی می شود پسته کاشت. شما هم فکرتان معطوف می شود به حواشی دریاچه ارومیه. این طور نیست؟!
یعنی تنها ذهن من و شما نیست. بلکه قبلاً حساب شده است. از قضا رئیس جهادکشاورزی آذربایجان‌شرقی نیز آنجا بوده و با اشاره به « شوری بیش ازحد آب چاه‌های حوضه آبریز دریاچه ارومیه» گفته است: « در صورت تشدید این وضعیت ۲۰۴ هزار هکتار از اراضی کشاورزی حاشیه این دریاچه در ۷ شهرستان استان آذربایجان شرقی به شوره‌زار تبدیل می‌شود» و لابد برای کشت پسته، مناسب. پس چه جای نگرانی است که داریم پسته دار می شویم. عید آن همه نق زدیم که پسته گران شده است. اصلاً دریاچه به چه درد می خورد سال گذشته جناب «پرویز کردوانی» که عاشق کویر هم است، گفته بود بهتر است بگذاریم دریاچه ارومیه خشک شود.
اجازه بفرمایید سرتان را درد نیاورم و کلام آخر را جاری سازم که عجیب مرتبط با موضوع است. «عبدالمحمد غفوری روزبهانی» رئیس اداره توسعه فناوری و یافته های تحقیقاتی مرکز تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزداری کشور (ببخشید طویل بودن عنوان به نگارنده ارتباط ندارد) هم از قضا آنجا بوده و او هم حرفی برای گفتن داشته است. او هم از احداث سد زیرزمینی سخن گفته و از «اجرایی شدن طرح احداث سدهای زیرزمینی برای استفاده از جریانات زیرسطحی در مناطق خشک و نیمه خشک» خبر داده و گفته است: «کار مطالعاتی احداث یک سد زیرزمینی در شهر تسوج از توابع شهرستان شبستر انجام شده و به زودی این طرح عملیاتی می شود». می دانید که تسوج و شبستر در کناره‌ی شرقی دریاچه ارومیه واقع‌اند.
پس وقتی زلزله آمد، وقتی سیل آمد، وقتی زمین آهی کشید و همه سرما خوردیم، فحش و ناسزا نثار زمین نکنیم و در واقع «بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریمآیا اشتباهات دیروزمان کاشتن بحران برای امروز نبوده است و آیا امروز ما با ندانم کاری هایمان برای آیندگان بحران نمی‌کاریم؟!

جعفر خضوعی

*روزنامه نگار و کارشناس ارشد جغرافیا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بیست + سیزده =

پست بعدی

تحویل یک بره میش کوهی و یک بهله کرکس به اداره حفاظت محیط زیست کاشان در یک ماه اخیر

ش خرداد ۴ , ۱۳۹۲
دوخبر به نقل ازسازمان حفاظت محیط زیست کاشان    تحویل یک بهله کرکس ( دال ) توسط شهروند کاشانی به اداره حفاظت محیط زیست کاشان یک بهله کرکس که ضعیف شده و توانایی پرواز نداشت توسط شهروند کاشانی دوستدار محیط زیست علیرغم داشتن پیشنهاد خرید تحویل گردید گفتنی است که […]